ورشکستگی در تجارت

ورشکستگی در تجارت

ورشکستگی در تجارت:

ورشکستگی از لحاظ لغوی به معنای وضع نامطلوب مالی، شکست، عدم موفقیت واحد تجاری و … می باشد. ممکن است زمانی که اسم ورشکستگی می آید این تصور حاصل شود که کسبه جزء نیز  در زمان توقف از تادیه دیون خود نهایتاً دچار ورشکستگی می شوند اما باید گفت که ورشکستگی تنها در مورد تجار رخ می دهد و در مورد غیر تاجر نهاد حقوقی اعصار حاکم بر روابط آنان با طلبکاران آنها می باشد.

شرایط ورشکستگی

  1. تاجر یا شرکت تجاری بودن.

۲.داشتن اهلیت قانونی برای اشتغال به تجارت؛ بنابراین اگر شخص محجوری که اهلیت انجام امور مالی را ندارد به تجارت اشتغال ورزد و دچار عدم توانایی در تأدیه قروض شود، ورشکسته محسوب نمی‌شود.

۳. ورشکستگی تنها به اعمال تجارتی تعلق دارد.

۴. دیون مربوط به معاملات تجارتی باشد؛ در غیر این صورت دیون غیر تجارتی مستلزم توقف نیست مگر اینکه موجب اختلال در امور تجارتی شود.

۵. عدم پرداخت دین در نتیجه ناتوانی از تأدیه (پرداخت) آنها باشد؛ در غیر این صورت صرف عدم پرداخت مانند نکول براتی مستلزم ورشکستگی نیست.

۶. لازم نیست دارایی تاجر کمتر از بدهی او باشد بلکه اگر (به هر دلیل) نتواند بدهی خود را بپردازد، ورشکسته است.

انواع ورشکستگی

الف ) ورشکستگی عادی

برابر مواد ۴۱۲ و ۴۱۳ ق.ت کسی ورشکسته عادی محسوب می‌شود که تاجر یا شرکت تجارتی بوده و از پرداخت وجوهی که برعهده دارد متوقف گردد و ظرف ۳ روز از تاریخ وقفه که در ادای قروض یا سایر تعهدات نقدی او حاصل شده باشد توقف خود را به دفتر دادگاه عمومی محل اقامت خود اظهار نموده و صورت حساب دارائی و کلیه دفاتر تجارتی خود را به دفتر دادگاه مزبور تسلیم نماید. صورت حساب موصوف باید مورخ بوده و به امضا تاجر رسیده و تعداد و تقویم کلیه اموال منقول و غیر منقول تاجر متوقف بطور مشروح صورت کلیه قروض و مطالبات و نیز صورت نفع و ضرر و صورت مخارج شخصی در آن مندرج گردد. بنابراین اگر تاجر یا شرکت تجارتی بدهکار ظرف مهلت مقرر توقف از تادیه دیون خود را به دادگاه صلاحیتدار به انضمام مدارک موردنظر اعلام کرد ورشکستگی عادی محسوب می‌شود.

ب ) ورشکستگی به تقصیر

موارد چهارگانه الزامی صدور حکم ورشستگی به تقصیر (ماده ۵۴۱ ق.ت).

۱. مخارج شخصی یا مخارج افراد تحت تکفل تاجر در ایام عادی به نسبت عایدی او فوق العاده شود.

۲. تاجر مبالغ زیادی از سرمایه خود را صرف معاملاتی کند که در عرف تجارتی موهوم بوده و یا سودآوری معاملات مذکور منوط به اتفاق محض باشد.

۳. تاجر به منظور به تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی گران‌تر یا فروشی ارزان‌تر از قیمت روز کند و برای بدست آوردن وجه نقد به روش دور از صرفه متوسل شود مثل استقراض یا صدور برات سازشی وغیره.

۴. تاجر پس از تاریخ توقف از ادای دیون و قروضی که بر عهده دارد یکی از طلبکاران خود را بر سایرین ترجیح داده و طلب او را بپردازد.

ج ) ورشکستگی به تقلب

مطابق ماده ۵۴۹ ق.ت. اگر تاجر دفاتر تجارتی خود را از روی عمد و سوء نیت مفقود نماید یا قسمتی از دارائی خود را مخفی کند و یا به طریق مواضعه و معاملات صوری آن را از بین ببرد و بالاخره اگر به وسیله اسناد یا به وسیله صورت دارائی و قروض به طور تقلب به میزانی که در واقع مدیون نمی باشد خود را مدیون قلمداد نماید ورشکسته به تقلب محسوب می‌شود. تقلب تعقیب جزائی تاجر ورشکسته به تقلب همانند تعقب جزائی ورشکسته به تقصیر می باشد و مجازات کسانی که به عنوان ورشکسته به تقلب محکوم می‌شوند از ۱ تا ۵ سال حبس می باشد (ماده ۶۷۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات).

تئوری‌ ورشکستگی و تحقیقات انجام شده

ورشکستگی شرکت‌ها زیان هنگفتی را برای سرمایه‌گذاران، طلبکاران، مدیران، کارگران، عرضه کنندگان و مشتریان ایجاد می‌کند. اگر کسی علت اضمحلال شرکت‌ها را متوجه شود، با برنامه‌ریزی لازم شرکت را از مرگ حتمی نجات می‌دهد. بنابراین پیش‌بینی ورشکستگی شرکت‌ها پیش‌ نیاز جلوگیری ورشکستگی است. در چنین حالتی محققین اطلاعات زیادی را در پیش‌بینی بالقوه ورشکستگی مورد بررسی قرار می‌دهند. مثلاً انتخاب نسبت ها و تجزیه و تحلیل آنها می‌تواند نقطه‌های انحراف برای پیش‌بینی ورشکستگی شرکت ها نشان دهند. اگرچه بین نسبت های مرتبط در میان محققین اختلاف نظر وجود دارد، شاید دلیل این اختلاف فقدان تعریف تئوریکی ورشکستگی به طور عملی از ارائه اختلاف فقدان تعریف تئوریکی ورشکستگی باشد. ادبیات ورشکستگی به طور عملی از ارائه یک تئوری کامل برای توضیح این موضوع که چرا شرکت ها به طرف ورشکستگی می‌روند عاجز می‌باشند.

عدم صلاحیت مدیریت، کاهش سودآوری، تحمیل بدهی سنگین می‌تواند تفسیر روشن از احتمال ورشکستگی بر مبنای یک تئوری باشد. به هر حال اگر شخصی جهت جلوگیری از ورشکستگی و اضمحلال شرکت‌ها کوشش کند، ضروری است دلایل اساسی اضمحلال شرکت ها را شناسایی کند.

چگونه در ذهن مشتری نفوذ و او را به خرید ترغیب کنیم

چگونه در ذهن مشتری نفوذ و او را به خرید ترغیب کنیم ؟

چگونه در ذهن مشتری نفوذ و او را به خرید ترغیب کنیم؟

نکته ی مهمی که در همین ابتدای بحث باید به آن اشاره کنیم، این است که اگر بتوانید فروش و در واقع خرید را در ذهن مشتری خاطره انگیز و به یاد ماندنی کنید، میتوانید موفقیت فروش تان را به میزان چشمگیری تضمین کنید. بنابراین نوع برخورد و رفتار شما با مشتری ها و فنون و روشهایی که برای شروع و پایان مذاکره بکار میبرید در فرآیند فروش اهمیت و تأثیر حیرت انگیزی دارد.

اگر شرکتی بخواهد در دنیای پر از رقابت و دگرگون امروز خود را از سایر رقبا جدا سازد و دل مشتریان بالقوه و بالفعل خود را به دست آورد و آنها را وادار سازد تا از میان تعداد زیادی از محصولات و خدمات، از محصولات و خدمات عرضه‌شده آن شرکت استفاده کنند، باید حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد.

انگیزه رفتار مشتری را بشناسید

آبراهام مازلو، نظریه‌پرداز کلاسیک مدیریت در هرمی سلسله مراتب نیازهای انسانی را بیان کرد. به اعتقاد او رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. بنابراین هنگامی که نیازهای فرد از پایین هرم ارضا می‌شود، با ارضای هر نیاز سطح دیگری از نیاز جای آن را می‌گیرد و انگیزه فرد تغییر می‌کند. این سطوح نیاز به ترتیب شامل نیازهای فیزیولوژیک (مثل خواب، خوراک و پوشاک)، نیازهای امنیت، سلامتی و اخلاقی، نیازهای علاقه به دیگران، ازدواج و پذیرش در اجتماع، نیاز به عزت نفس، اعتماد به نفس و احترام و در نهایت نیازهایی از قبیل معنویت، خود شکوفایی و… است.

ما از این هرم در بازاریابی و شناخت رفتار مشتری می‌توانیم استفاده کنیم. برای مثال در صنعت مواد غذایی، محصولاتی برای پایین هرم داریم که صرفاً قصد رفع گرسنگی را دارند مثل برنج، نان، حبوبات و… همه افراد جامعه مخاطب چنین محصولاتی هستند چراکه گرسنگی پایه‌ای‌ترین نیاز انسان است. سطح بالاتر نیاز امنیت و سلامتی است، در این سطح است که محصولات رژیمی، ارگانیک و ویتامین‌ها مخصوص به افرادی در سطح بالاتری از هرم مازلو تولید می‌شود. مشتریان این محصولات به سطح بالاتری از هرم مازلو تعلق دارند و طبیعتاً حاضر به پرداخت کمی هزینه بیشتر هستند تا از سلامتی و امنیت بیشتری بهره ببرند.

چگونه تسلط داشته باشیم- امانت دار باشید

این جمله ساده به نظر می رسد اما برخی فروشندگان چیزی را به مشتری می فروشند که مشتری به آن احتیاج ندارد! شما محصول یا خدمات را به نمایش بگذارید و جزئیات آن را توضیح دهید. سپس، تصمیم را بر عهده مشتری بگذارید! همچنان برای فروش به مشتری اصرار نکنید!

 

 

 

بازاریابی تلویحی معکوس

حال صحبت از مفهوم دیگری با نام Reverse Product Placement، که معادل «بازاریابی تلویحی معکوس» است به میان آمده است. این مفهوم تقریبا نو با ظهور دنیای مجازی، بازی‌های کامپیوتری و تصاویر سه‌بعدی پا به عرصه دنیای بازاریابی گذاشت. در این روش به جای اینکه مانند نسخه قدیمی از محصولات واقعی موجود در فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده شود، ابتدا تولیدکنندگان برای اولین بار به ارائه یکسری محصولات در دنیای مجازی و بازی‌های ویدئویی می‌پردازند که هیچگاه در دنیای واقعی و قفسه فروشگاه‌ها وجود ندارند و پس از اینکه در بازی ویدئویی توسط مخاطب هدف دیده و شناخته شد، پس از مدتی این محصول در فروشگاه‌ها و دنیای واقعی ظاهر می‌شد.این روش کاملا هوشمندانه و ظریف به‌طور غیر مستقیم مخاطب هدف را به خرید دعوت می‌کند که به‌دلیل ماهیت این روش از آن به‌عنوان برندینگ تخیلی (Fictional Branding) نیز یاد می‌شود.

همچنین امروزه تایید شده است که ارائه محصولات در بازی‌های ویدئویی بسیار تاثیرگذارتر از ارائه در برنامه‌های تلویزیونی و سینمایی است. چرا که در این روش، شخص بازیگر در بازی به‌طور مستقیم و بی‌واسطه با محصول مورد نظر در تعامل و ارتباط است.

انواع روش‌های «عدم جاگذاری محصول»

روش تخیلی: در این سبک، تولیدکننده و کارگردان فیلم یا سریال، محصولی تخیلی را نمایش می‌دهد که چه از لحاظ ظاهر و حتی رنگ‌بندی مشابه محصول واقعی است و اصولا تنها در نام آن تغییرات زیرکانه‌ای صورت گرفته است. از این رو، بیننده با مشاهده این محصول تخیلی که در دنیای واقعی هیچ جایی ندارد تنها یاد محصول واقعی افتاده و برند مورد نظر در ذهن وی تداعی می‌شود.

روش غیر برند: در این روش تولیدکنندگان فیلم و سریال به‌طور کاملا آگاهانه و با وجود استفاده از محصولات برندهای مطرح و واقعی به حذف لوگوی آنها به صورت دیجیتال و یا حتی فیزیکی می‌پردازند.

می‌توان گفت بهترین روش جهت بازاریابی تعبیه شده به گونه‌ای است که:

۱. نام محصول توسط بازیگر مطرح شود.

۲. محصول در فیلم مورد استفاده قرار گیرد.

۳. محصول کاملا در فیلم نمایش داده شود.

۴. ارتباط احساسی بین محصول و شخصیت اصلی فیلم برقرار شود.

۵. از محصول به‌عنوان استعاره در فیلم استفاده شود.

تاثیر تبلیغات بر فروش

تاثیر تبلیغات بر فروش

تاثیر تبلیغات بر فروش:

هرساله مبالغ زیادي صرف امور تبلیغاتی می شود بنابر این لازم است انجام تبلیغات به شکلی کارا و مؤثر صورت پذیرد . کاربردهاي تبلیغات بسیار زیاد است با این وجود تمامی آنها داراي ویژگی مشترکی هستند که آن لزوم انتقال یک پیام می باشد.کارگزاران تبلیغات تلاش می کنند از آخرین فناوري هاي ارتباطی و رسانه اي براي معرفی کالا بهره گیرند تا تمایل مخاطب را نسبت به یک محصول یا خدمت جلب کنند.

تبلیغات تاثیر به سزایی در بالا بردن آگاهی مشتری دارد. تبلیغات وسیله ای است که توسط آن ، مشتریان از ابداعات و نوآوری های شرکت آگاه می شوند.با وجود اهمیت بالای تبلیغات بر روی افزایش فروش ، ارزیابی تاثیر آن به سادگی صورت نمی گیرد.یکی از مشکلاتی که بر سر راه مسئولین تبلیغات قرار دارد ، چگونگی ارائه رابط های مشخص بین اثر بخش بودن تبلیغات و بالا بردن سود فروش می باشد.

تبلیغات هدفمند و موفق چگونه است؟

مارک تواین: با داشتن عوامل قدرتمند، به مقصود خود دست می یابید

… و به درستی همین طور است. شکست یا موفقیت فعالیت های بازاریابی ما به نوع کلمات انتخابی برای معرفی تولیدات، خدمات و موقعیت خودمان در تبلیغات بستگی دارد. ما در انتخاب کلمات مختاریم. مشکل اصلی استفاده از کلمات پوچ و بی معنی است. مغز به یک باره از هرگونه فکر خلاق تهی می شود. این دقیقا زمانی است که مجموعه ی جملات تعیین شده برای ایجاد تغییرات اعجاب انگیز در تبلیغات، جادوی خود را از دست می دهند.

منظور، مجموعه ای از عبارات و کلمات از پیش نوشته شده است که با اضافه کردن به متن تبلیغاتمان، نیرویی خارق العاده و همین طور امکان انتخاب گزینه های مختلف را به وب سایت، محصولات و با خدمات ما عرضه می کند. این مجموعه در واقع سفری باورنکردنی از درون کلمات است که به تبلیغات ما جذابیت، رنگ و حس می بخشد. با عبارات حاوی نکات روز می توانیم به تبلیغاتمان جان ببخشیم.

روش های سنجش غیرمستقیم اثربخشی تبلیغات

از آنجایی که سنجش مستقیم اثربخشی تبلیغات بر فروش یک شرکت کار دشواری است، بیشتر شرکت ها به روش های سنجش غیرمستقیم تکیه می کنند. این روش ها، تاثیرات تبلیغات را به طور مستقیم ارزیابی نمی کنند بلکه تاثیر آن بر فاکتورهایی چون آگاهی و نگرش مشتری یا دریافت پیام تبلیغات توسط مشتری را مورد بررسی قرار می دهند که این فاکتورها به شکل غیرمستقیم بر فروش، افزایش سود و دستیابی به اهداف یک کسب و کار تاثیر می گذارند. با وجود تردید در مورد رابطه بین تاثیرات میانی تبلیغات و نتیجه نهایی، جایگزین دیگری برای استفاده از سنجش غیرمستقیم وجود ندارد.

 

 

آگاهی از برند

صاحبان  کسب وکاری که معمولا به تبلیغات توجه ویژه ای دارند و به آن تکیه می کنند، اغلب با سنجش آگاهی مشتری از یک محصول یا برند، اثربخشی تبلیغات را ارزیابی می کنند. پیش فرض این نوع از سنجش این است که رابطه مستقیمی بین تبلیغات و آگاهی مشتری وجود دارد. البته این مدل از سنجش اثربخشی تبلیغات مورد نقد عده زیادی قرار دارد چرا که آگاهی مشتری، نتیجه مستقیم تبلیغات نیست و فاکتورهای زیاد دیگری نیز بر آن تاثیرگذار خواهد بود. این نقد را بر سنجش اثربخشی مستقیم از طریق ارزیابی میزان فروش هم می توان وارد دانست. چون عوامل متعددی غیر  از تبلیغات نیز می تواند بر فروش بیشتر تاثیرگذار باشد، اما برای محصولات جدید، تغییر در آگاهی مشتری، اغلب نتیجه تاثیر تبلیغات است.

درک مفهوم تبلیغات

مشتریان معمولا تبلیغات را وسیله ای برای به دست آوردن اطلاعات درباره محصول، برند یا شرکتی خاص می دانند. مشتریان تنها در صورتی می توانند اطلاعات مورد نیاز خود را از تبلیغات به دست آورند که به درستی تبلیغات را فهمیده باشند و پیام و محتوای آن را دریافت کنند. آزمون های مختلفی برای سنجش میزان درک مشتریان از یک تبلیغ وجود دارد. یکی از این آزمون ها، آزمون یادآوری است.

مشتریان، زمانی یک تبلیغ را به یاد می آورند که کاملا آن را فهمیده و درک کرده باشند. روش دیگر برای سنجش این متغیر، پرسیدن سوالاتی درباره موضوعات مطرح شده در تبلیغات است. به این ترتیب می توان از چگونگی درک پیام تبلیغات (درک پیام به صورت ذهنی و درک کامل) توسط مشتری اطلاع یافت. گهگاه با پرسیدن سوال های مختلف از مشتریانِ هدف، می توان اثربخشی تبلیغ را ارزیابی کرد؛ سوالاتی از قبیل «در مورد تبلیغ تلویزیونی جدید ما چه نظری دارید؟ » یا «آیا پیام تبلیغ را به درستی دریافت کردید؟»

پاسخ این سوالات به شما کمک می کند تا بینش کافی درباره تبلیغات خود به دست آورید و با توجه به آنها، تصمیمات جدیدی برای استفاده از شیوه های تبلیغاتی مختلف اتخاذ کنید.

 

چگونه از سوء استفاده سودجویان نسبت

چگونه از سوء استفاده سودجویان نسبت به برندتان جلوگیری کنید

چگونه از سوء استفاده سودجویان نسبت به برندتان جلوگیری کنید:

اگر کسی اقدام به ثبت برند و علامت بازرگانی کند و سپس شخص دیگری از این علامت برای محصول خود استفاده کند به گونه ای که خریداران عادی در موقع خرید جنس، به اشتباه بیفتند، مالک اصلی آن برند دارای شرایط اعتراض به ثبت برند بوده و در سیستم ثبت علامات تجاری در ایران می تواند این اعتراض را به مراجع ذیصلاح اعلام کند. براساس قانون علائم تجاری و اختراعات، شباهت علامت با علامت ثبت شده دیگر باید به گونه ای باشد که اشخاصی که اطلاعات مخصوصی نداشته و جزو مصرف کنندگان عادی هستند، به اشتباه بیفتند. هم چنین ممکن است شخص برای ثبت علامت خود تقاضا نکرده باشد و قبل از اقدامش، شخص دیگری به ثبت برند اقدام کند.

اشخاص زیر تنها می توانند به تقاضای ثبت یا به ثبت رسیدن علامت اعتراض کنند:

1.کسانی که صاحب علامت تجاری هستند.

2.کسانی که علامت با علامت آن ها به گونه ای شباهت دارد که موجب به اشتباه افتادن مصرف کنندگان عادی می شود.

اعتراض به رد تقاضای ثبت از طرف اداره ی ثبت:

اداره ی ثبت قبل از قبولی تقاضای ثبت موظف است رسیدگی کند که آیا تقاضای ثبت مطابق اصول پیش بینی شده در قانون تنظیم شده و جزء علایم ممنوعه نیست و همچنین شباهتی با علامات ثبت شده ی قبلی ندارد و چنانچه تشخیص دهد که علامتی واجد شرایط لازم برای ثبت نیست اختیار دارد تقاضای ثبت علامت را رد کند.برای حفظ حقوق اشخاص در مورد مقابل تصمیمات اداره ی ثبت قسمت آخر ماده ی 7 قانون ثبت علائم و اختراعات مقرر می دارد: «در صورتی که تقاضای ثبت رد شود علل رد باید صریحاَ ذکر گردد.تقاضاکننده می تواند از تصمیم رد تا ده روز از تاریخ ابلاغ آن به رئیس محکمه ی اول ابتدایی تهران شکایت کند.حکم محکمه قابل استیناف و تمیز خواهد بود.

اعتراض قبل از ثبت علامت :

اعتراض قبل از ثبت علامت باید در ظرف 30 روز از تاریخ انتشار آگهی مربوط به تقاضای ثبت علامت به عمل آید.معترض باید علاوه بر ذکر اسم و شغل و اقامتگاه خود در تهران کلیه ی دلایل و مدارک خود را نیز توضیح داده و ضمیمه کند.اداره ی ثبت موظف است در ظرف ده روز از تاریخ وصول اعتراض نامه مراتب را به درخواست کننده ی ثبت ابلاغ کند.چنانچه درخواست کننده ی ثبت بعد از دریافت ابلاغ اداره ی ثبت به اعتراض تمکین کند درخواست او مسترد می شود و چنانچه تا شصت روز از تاریخ ابلاغ اعتراض نامه تمکین نکند معترض باید به دادگاه تهران 2مراجعه کند تا به دعوی طبق اصول مربوط به دعاوی تجارتی رسیدگی به عمل آید و اداره ی ثبت منتظر خواهد شد تا بعد از اعلام حکم قطعی طبق مفاد حکم رفتار کند.چنانچه معترض ظرف 60 روز از تاریخ ابلاغ اعتراض نامه به متقاضی ثبت اعتراض خود را تعقیب ننمایند علامت تقاضا شده به نام درخواست کننده ی آن به ثبت خواهد رسید.

اعتراض بعد از ثبت علامت :

چون ممکن است اشخاص ذی نفع متوجه آگهی تقاضای ثبت نشوند یا آنکه بعد از ثبت علامت طریقه ی استعمال آن طوری باشد که مصرف کنندگان عادی را به اشتباه اندازد طبق ماده ی 22 قانون ثبت علائم و اختراعات اشخاص ذی نفع می توانند در ظرف سه سال بعد از تاریخ ثبت علامت نسبت به آن اعتراض کنند.معترض باید مستقیماَ دادخواست به دادگاه شهرستان 3 بدهد و دادگاه پس از رسیدگی حکم به ابطال ثبت علامت مورد اعتراض یا حکم به رد اعتراض خواهد داد.

علامت تجارتی معرف کالای تاجر است به همین خاطر امروزه اهمیت اقتصادی پیدا کرده و کسانیکه محصولات و کالاهای فروشی به بازار عرضه می کنند آن ها را با علامتی مشخص می سازند که بازرگانان دیگر حق استعمال آن علامت را در کالاهای مشابه ندارند. ازین معنی خود بخود پیداست که استعمال علامت تجارتی غیر در کالاهای غیر مشابه مجاز است.

لذا ، علامت تجارتی برای معرفی و جهت تمیز و تشخیص همه ی انواع کالاها و محصولاتی که به وسیله ی یک تاجر یا یک کارخانه عرضه یا تهیه می شود ، مورد استفاده قرار می گیرد و خریداران و مصرف کنندگان با توجه به علائم مزبور ، به انتخاب و خرید مبادرت می کنند. ثبت علامت در دفتر مخصوص و با قیودی به عمل می آید. هرگاه کسی تقاضای ثبت علامت بازرگانی معینی را کند و دیگری آن را عین علامت ثبت شده ی خود بداند یا آن را شبیه علامت خود تشخیص دهد به طوری که شباهت مذکور مصرف کنندگان عادی اجناس وی را به اشتباه اندازد می تواند به ثبت علامت او اعتراض کند.

با حمایت حقوقی ملاصدرا می توانید از سوء استفاده سودجویان از برند تجاری خود جلوگیری کنید .

حمایت و ثبت آثار هنری هنرمندان

حمایت و ثبت آثار هنری هنرمندان

حمایت و ثبت آثار هنری هنرمندان:

به مولف و مصنف و هنرمند «پدید آورنده» و به آنچه از راه دانش یا هنر و یا ابتکار آنان پدید می آید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان و یا ظهور و یا ایجاد ان به کار رفته «اثر» اطلاق می شود.

اثر های مورد حمایت این قانون به شرح زیر است:

١-کتاب و رساله و جزوه و نمایشنامه و هر نوشته دیگر علمی و فنی و ادبی و هنری.

٢-شعر و ترانه و سرود و تصنیف که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.

٣-اثر سمعی و بصری به منظور اجرا در صحنه های نمایش یا پرده سینما یا پخش از رادیو یا تلویزیون که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.

٤-اثر موسیقی که به هر ترتیب و روش نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد.

٥-نقاشی و تصویر و طرح و نقش و نقشه جغرافیایی ابتکاری و نوشته ها و خط های تزئینی و هر گونه اثر تزئینی و اثر تجسمی که به هرطریق و روش به صورت ساده یا ترکیبی به وجود آمده باشد.

٦-هر گونه پیکره (مجسمه).

٧-اثر معماری از قبیل طرح و نقشه ساختمان.

٨-اثر عکاسی که با روش ابتکاری و ابداع پدید آمده باشد.

٩-اثر ابتکاری مربوط به هنرهای دستی یا صنعتی و نقشه قالی و گلیم.

١٠-اثر ابتکاری که بر پایه فرهنگ عامه (فولکلور) یا میراث فرهنگی و هنر ملی پدید آمده باشد.

١١-اثر فنی که جنبه ابداع و ابتکار داشته باشد

١٢-هر گونه اثر مبتکرانه دیگر که از ترکیب چند اثر از اثرهای نامبرده پدید آمده باشد.

حقوق پدید آورنده:

حقوق پدیدآورنده شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و حق بهره‌برداری مادی و معنوی از نام و اثر او است.

پدیدآورنده اثرهای مورد حمایت این قانون می‌تواند استفاده از حقوق مادی خود را در کلیه موارد و از جمله موارد زیر به غیر واگذار نماید:

1 – تهیه فیلمهای سینمایی و تلویزیونی و مانند آن.

2 – نمایش صحنه‌ای مانند تئاتر و باله و نمایشهای دیگر.

3 – ضبط تصویری یا صوتی اثر بر روی صفحه یا نوار یا هر وسیله دیگر.

4 – پخش از رادیو و تلویزیون و وسائل دیگر.

5 – ترجمه و نشر و تکثیر و عرضه اثر از راه چاپ و نقاشی و عکاسی و گراور و کلیشه و قالب‌ریزی و مانند آن.

6 – استفاده از اثر در کارهای علمی و ادبی و صنعتی و هنری و تبلیغاتی.

7 – به کار بردن اثر در فراهم کردن یا پدید آوردن اثرهای دیگری که در ماده دوم این قانون درج شده است.

مدت استفاده از حقوق مادی پدیدآورنده موضوع این قانون که به موجب وصایت یا وراثت منتقل می‌شود از تاریخ مرگ پدیدآورنده سی‌سال است و اگر وارثی وجود نداشته باشد یا بر اثر وصایت به کسی منتقل نشده باشد برای همان مدت به منظور استفاده عمومی در اختیار وزارت‌فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت.

پاداش و جایزه نقدی و امتیازاتی که در مسابقات علمی و هنری و ادبی طبق شرایط مسابقه به آثار مورد حمایت این قانون موضوع این‌ماده تعلق می‌گیرد متعلق به پدیدآورنده خواهد بود.

در موارد زیر حقوق مادی پدیدآورنده از تاریخ نشر یا عرضه به مدت سی سال مورد حمایت این قانون خواهد بود:

1 – اثرهای سینمایی یا عکاسی.

2 – هر گاه اثر متعلق به شخص حقوقی باشد و یا حق استفاده از آن به شخص حقوقی واگذار شده باشد.

در راستای حمایت حقوقی و مالکیت معنوی آثار هنری پدیدآورندگان می‌توانند اثر و نام و عنوان و نشانه ویژه اثر خود را در
مراکزی که وزارت فرهنگ و هنر با تعیین نوع آثار آگهی می‌نماید به‌ثبت برسانند و هر کس تمام یا قسمتی ازاثردیگری را که مورد حمایت این قانون است به نام خود یا به نام پدیدآورنده بدون اجازه او و یا عمداً به‌نام شخص دیگری غیر از پدیدآورنده نشر یا پخش یا عرضه کند به حبس تأدیبی از شش ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.

آثاری که پیش از تصویب این قانون پدید آمده از حمایت این قانون برخوردار است اشخاصی که بدون اجازه از آثار دیگران تا تاریخ‌تصویب این قانون استفاده یا بهره‌برداری کرده‌اند حق نشر یا اجرا یا پخش یا تکثیر یا ارائه مجدد یا فروش آن آثار را ندارند مگر به اجازه پدیدآورنده یا‌قائم‌مقام او با رعایت این قانون.

مراحل و مدارک ثبت برند لبنیات

مراحل و مدارک ثبت برند لبنیات

مراحل و مدارک ثبت برند لبنیات:

لبنیات اهمیت بسیار زیادی در جامعه ما دارد و دارای میزان مصرف زیادی می باشد و برای سلامت بدن بسیار مفید. بنابراین میدان رقابت در این زمینه شدید است. بنابراین انجام مراحل ثبت برند لبنیات از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در این مطلب مزایای ثبت برند لبنیات و مدارک جهت ثبت علامت تجاری را بیان می کنیم.

لبنیات به آن دسته از مواد غذایی گفته می شود که از شیر به دست می آیند. شامل ماست ، پنیر ، دوغ ، کشک ، خامه و …

مزایای ثبت برند لبنیات

ثبت برند لبنیات مانع از سوء استفاده سودجویان می شود و از عرضه ی کالاهای مشابه توسط اشخاص ثالث تحت علائم تجاری که عین یا به طریق گمراه کننده ای مشابه علامت تجاری دیگری هستند جلوگیری به عمل می آورد.

همچنین ، ثبت برند به مصرف کنندگان نیز امکان انتخاب می دهد و باعث تفکیک آنها از هم می شود. مشتری به محض ملاحظه ی علامت می داند که این محصول متعلق به کارخانه یا تجارتخانه ای است که مورد اعتماد او می باشد.و بدین ترتیب، با ثبت برند شرایط سالمی برای مصرف کنندگان به وجود می آید همچنین باعث پیشرفت در کیفیت محصولات لبنی می شود.

مدارک مورد نیاز ثبت برند لبنیات:

الف) شخص حقیقی:

  1. 1. مدارک هویت متقاضی ( کپی شناسنامه و کپی کارت ملی )
  2. 2. کپی کارت بازرگانی (در صورتی که از حروف لاتین استفاده شده باشد)
  3. 3. کپی مجوز فعالیت (جواز تاسیس، پروانه ی بهره برداری، پروانه ی ساخت، جواز کسب یا کارت بازرگانی و یا هر گونه گواهی فعالیت صادره از نهادهای نظارتی و حاکمیتی دولتی)
  4. نمونه علامت تجاری در کادر 10 در 10
  5. تکمیل دو نسخه اظهارنامه علامت

ب) اشخاص حقوقی:

1.آخرین روزنامه رسمی ، تصویر شناسنامه و کارت ملی صاحبان امضاء

  1. مدارک نماینده قانونی: در صورتی که تقاضا توسط نماینده قانونی ( وکیل، دارنده یا دارندگان حق امضاء برای اشخاص حقوقی و …) به عمل آید مدارک آن ضمیمه گردد.
  2. ده نمونه گرافیکی با تصویر از علامت درخواست حداکثر در ابعاد 10×10 سانتی متر
  3. در صورت سه بعدی بودن علامت، ارائه علامت به صورت نمونه گرافیکی یا تصویر دو بعدی به نحوی که از شش زاویه متفاوت تهیه و در مجموع یک نمونه واحد را تشکیل دهند.
  4. ارائه مدارک دال بر فعالیت در رشته مربوط به عنوان مثال: جواز اعلامیه تاسیس از صنایع یا پروانه بهره برداری صنایع یا پروانه ساخت . وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی یا پروانه کسب و…
  5. استفاده از حق تقدم: در صورتی که متقاضی یا متقاضیان ثبت بخواهند به استناد تقاضای ثبت خارج از کشور از مزایای حق تقدم (حداکثر تا6 ماه) استفاده نمایند می بایست مدارک مربوطه به حق تقدم را همزمان با تسلیم اظهارنامه یا حداکثر ظرف مدت 15روز از آن تاریخ تسلیم نمایند.
  6. نسخه ای از ضوابط و شرایط استفاده از علامت جمعی و تأییدیه مقام صلاحیت دار

برند های مواد غذایی بهتر است با دیدگاه تجارت جهانی به ثبت برسند. مواد غذایی بیشترین برند را در ایران و جهان به ثبت می رسانند و بازار بهتری نسبت به همه انواع تولیدات دیگر دارند و شرایط صادراتی انها راحت تر است. به همین دلیل شرکت ها پس از کسب توفیقاتی غالبا به دنبال انجام صادرات و واردات و یا  ثبت برند خود در کشور های دیگر هستند. به همین دلیل داشتن نماد های لاتین در برند هم پیشنهاد می شود.

با ثبت برند مواد غذایی بصورت لاتین و بین المللی شهرت و اعتبار برندتان هم افزایش خواهد یافت. برند ها شناسه محصولات شما هستند و در صورت موفقیت در معرفی برند خود فروش و رشد بیشتری را در شرکت به دست خواهید اورد که این کار با استفاده از طرحی قوی و همه جانبه از برند ممکن است.

برای برخورداری از خدمات ثبت ملاصدرا و انجام عملیات ثبت برند خود در مدت زمان مناسب و داشتن مزایای ثبت آن میتوانید با در دست داشتن مدارک لازم و هماهنگی با مشاوران ما این فرآیند را طی کرده و راه خود را در بازارهای رقابتی و بین المللی در جهت پیشرفت و توسعه عملکرد خود تسریع فرمایید.

سالها تجربه ما در اختیار شما است تا برندی را منحصر به خود کنید و با تمام قابلیت های رقابتی به ثبت برسانید.

راهکارهای علمی برای غلبه بر ترس هنگام سخنرانی

راهکارهای علمی برای غلبه بر ترس هنگام سخنرانی

راهکارهای علمی برای غلبه بر ترس هنگام سخنرانی:

بسیاری از افراد موفق همواره تلاش کرده‌اند تا بر ترس خود هنگام سخنرانی در جمع غلبه کنند. موسس شرکت‌های ویرجین، ریچارد برانسون می‌گوید که از سخنرانی کردن در برابر جمعیت متنفر است؛ سرمایه‌گذار میلیاردر، وارن بافت اعتراف می‌کند که پیش از سخنرانی دچار حالت تهوع می‌شود.

خوشبختانه بافت و برانسون بر ترس خود غلبه کرده‌اند، پس شما هم می‌توانید بر آن غلبه کنید. محققان سال‌ها زمان صرف کرده‌اند تا تکنیک‌های مختلفی برای کاهش استرس و اضطراب ناشی از سخنرانی در برابر جمع بیابند. در ادامه راهکارهایی علمی به شما ارائه می‌شود که کمک می‌کنند تا در سخنرانی‌هایتان، آسوده‌تر و با به نفس بیشتری ظاهر شوید.

1.از تلاش برای حفظ خونسردی خود دست بردارید:

اکثر مردم بر این باورند که تلاش برای حفظ خونسردی، بهترین راه برای از بین بردن اضطراب ناشی از سخنرانی است.

یکی از استادان دانشگاه هاروارد به تازگی تحقیقی را منتشر کرده که نشان می‌دهد این تکنیک متاسفانه موثر نیست. راهکار بهتر این است که وحشت خود را به  هیجان تبدیل کنید. در این تحقیق افرادی که در هنگام سخنرانی، اعلام کردند که هیجان زده هستند، شایسته‌تر و مقتدرتر به نظر می‌رسیدند.

2.علت استرس و اضطراب خود را پیدا کنید:

خودتان را ارزیابی کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد که دلایل ترس خود از سخنرانی در برابر جمعیت را بهتر درک کنید.

  1. تسلط برموضوع ومحتوای سخنرانی :

در زمان سخنرانی هرچقدر به موضوع گفتگو و سخنرانیمان اشراف بیشتری داشته باشیم و افکارمان سازمان یافته تر باشد، در این صورت آرامش بیشتری خواهیم داشت و بهتر می توانیم روی مواردی که قرار است صحبت کنیم تمرکز کنیم.

به تناسب آن ترس مان هم از سخنرانی کمتر خواهد شد، درنمونه عینی فرض کنیم قراراست برای کارمندان یک سازمان در رابطه با افزایش فروش سخنرانی ارائه دهیم، در این صورت شناخت نیازهای مشتریان آن سازمان جزء الویت های مطالعه ما برای ارائه خواهد بود.

درمثالی ملموس ترفرض کنیم قرار است برای افزایش فروش در حوزه بیمه قرار است یک سخنرانی برای کارکنان آن سازمان ارائه دهیم در این صورت در اولین قدم به مطالعه تاریخچه سازمان می پردازیم، مطالعات خود را در رابطه با اهداف واولویت های سازمان ونیازهای مشتری گسترده می کنیم.

در این صورت هرچقدر قبل از سخنرانی با نیازمخاطب بیشترآ‌شناشویم و بر مطالبی که می خواهیم عنوان کنیم تسلط بیشتر داشته باشیم استرس سخنرانی ما کمتر خواهد شد.

 

  1. با خودتان حرف بزنید:

هنگامی که به خود می‌گویید “مایک، تو می‌توانی!” ممکن است کمی عجیب به نظر برسد، اما تحقیقی در این زمینه نشان می‌دهد که افرادی که خود را با اسم، مورد خطاب قرار می‌دهند در هنگام سخنرانی در حضور جمع بهتر از افرادی عمل می‌کنند که از ضمیر “من” استفاده می کنند.

ممکن است دلیلش این باشد که هنگامی که فردی خود را با اسم، مورد خطاب قرار می‌دهد مانند این است که در حال نصیحت کردن یک دوست است و اینکار بسیار راحت تر از آن است که تلاش کنید اعتماد به نفس خود را بالا ببرید.

  1. صبح روز سخنرانی خود ورزش کنید:

تحقیقات بسیاری نشان می‌دهند که ورزش کردن، از طریق تغییر واکنش سیستم عصبی به استرس، می‌تواند به کاهش آن کمک کند. مایکل هاوکینز در تحقیقات خود در آزمایشگاه عصب‌شناسی حافظه و یادگیری دارتموس، در زمینه تاثیر ورزش بر تفکر و احساسات بیان کرد: “تنش ناشی از ورزش می‌تواند سلول‌ها، ساختارها و کانال‌های مغز را آماده کند تا استرس را بهتر کنترل کنند.”

به عبارت دیگر، اگر اجرای یک سخنرانی شما را وحشت‌زده می‌کند خود را در اتاقتان حبس نکنید و روی این ترس تمرکز نکنید، به جای اینکار از محیط بسته خارج شده و بدوید یا پیاده‌روی کنید تا فشار این تجربه‌ی اضطراب‌آور را کاهش دهید.

  1. ژست یک آدم قدرتمند را به خود بگیرید:

اگر شما از سخنرانی کردن در جمع می‌ترسید، شاید فکر کنید که کز کردن و نشستن در گوشه‌ای تا فرا رسیدن زمان سخنرانی‌ می‌تواند به کاهش استرس کمک کند اما با این کار شما بیشتر اعتماد به نفستان را از بین می‌برید.

ایمی کادی روانشناس اجتماعی دانشگاه هاروارد در یکی از جلسات گفتگوی TED توضیح می‌دهد که چگونه زبان بدن، به احساسات شما شکل می‌دهد. بطور مثال سعی کنید تا خود را “بزرگ” نشان دهید: پاهایتان را کمی از هم باز کرده و دستان خود را روی پهلویتان قرار دهید، این کار اضطراب شما را کم می‌کند و به شما احساس مدیر بودن دست می‌دهد. برعکس، نشستن به صورت قوز کرده می‌تواند به شما حس ضعیف بودن را القا کند.

قبل از اینکه وارد صحنه‌ی سخنرانی و یا اتاق کنفرانس شوید، چند دقیقه‌ای ژست‌ افراد قدرتمند را با خود تمرین کنید.

  1. با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید:

یکی از عوامل استرس و اضطراب در زمان سخنرانی این است که احساس می کنیم ما در تقابل با دیگران قرار گرفته ایم. به جای آنکه مخاطب را به عنوان فردی غریبه یا حتی دشمن در نظر بگیرید، باید آنها را به عنوان دوست خود بپندارید.

در زمان سخنرانی با مخاطب تماس چشمی برقرار کنید. سر خود را به حالت توافق تکان دهید و لبخند بزنید. اگر شما رفتاری دوستانه و صادقانه از خود نشان دهید، مطمئن باشید که بازتاب خوبی خواهید گرفت.

  1. با تنفس، قدرت خود را افزایش دهید:

تمرینات تنفسی به شما می آموزد که چگونه از تنگی نفس و افزایش ضربان قلب خود جلوگیری کنید.

تمرینات تنش زدایی به شما می آموزد که چگونه ماهیچه های خود را شل کنید و در زمان سخنرانی بدن خود را سفت نگیرید.

بعضی از کارشناسان معتقدند که در حالت ایستاده، بهتر است که پاها و دست ها از بدن فاصله داشته باشند. این کار حس قدرت به انسان می دهد. بنابراین قبل از شروع سخنرانی خود، این کار را انجام دهید تا این حس قدرت در ذهن شما پدیدار شود.

 

 

مدلهاي شاخص رضايتمندي مشتري

مدلهاي شاخص رضايتمندي مشتري

مدلهاي شاخص رضايتمندي مشتري:

اندازه‌گيري رضايتمندي مشتري، يكي از الزاماتي است كه به استاندارد ايزو 2000:9000 اضافه شده است و چنانچه سازماني داراي چنين استانداردي باشد نيازمند شناسايي پارامترهاي رضايتمندي و نارضايتي مشتري و پايش جدي آنها مي‌باشد. عبارت 8-2-1 ايزو 2000:9000 مي‌گويد: «به عنوان يكي از اندازه‌گيري‌هاي عملكرد سيستم مديريت كيفيت، سازمانها بايد اطلاعات مرتبط با احساس مشتري را كنترل كنند تا بدانند كه آيا توانسته‌اند نيازهاي مشتري را برآورده كنند؟ روشهاي دستيابي و استفاده اين اطلاعات بايد مشخص باشد.»

اهميت رضايت مشتريان امروزه آن قدر به چشم مي‌آيد تا بدانجا كه دمينگ از پيشگامان كيفيت، كيفيت را با رضايت مشتري يكسان مي‌داند. كاملاً واضح است كه ارتباط محكمي بين رضايت مشتري و بقای او وجود دارد. احساس مشتري نسبت به يك محصول/خدمت تعيين خواهد كرد كه آن محصول/خدمت در بازار موفق بوده است يا خير. رضايت مشتري بازگشت سرمايه را تضمين مي‌كند، این مشتريان هستند كه در ازاي دريافت محصولات و خدمات به توليدكنندگان آنها پول پرداخت مي‌كنند و باعث سودآوري آنها مي‌شوند. بدون دانستن خواسته‌هاي مشتريان ممكن است مشتريان تمايلي به مصرف كالا يا خدمات توليدي از خود نشان نداده و عملاً سرمايه‌گذاري انجام شده به شكست منتهي شود. به بيان ديگر سرمايه‌گذاري‌اي اثربخش خواهد بود كه به نيازهاي مشتريان توجه نمايد زيرا هدف سرمايه‌گذاري جلب مشتري و فروش بيشتر (و نتيجتاً سود بيشتر) مي‌باشد و طبيعي است در چنين شرايطي بهره‌وري سرمايه با برآوردن اين نيازها بالا رفته و بازگشت سرمايه تضمين مي‌گردد.

مفهوم رضایت مشتری:

رضایت مشتری از جمله اقدامات داخلی سازمان ها محسوب می شود که نمود جهت گیری ها به سمت ارضای خواسته های مشتری است و جهت ارتقای کیفیت محصولات . خدمات را نشان می دهد.

به نظر ژوران رضایت مشتری حالتی است که مشتری احساس می کند که ویژگی های محصول منطبق بر احساسات اوست. نا رضایتی نیز حالتی است که در آن نواقص و معایب محصول موجب ناراحتی، شکایت و انتقاد مشتری می شود.

در یک تعریف ، رضایت مشتری حالت و واکنشی است که مصرف کننده و مشتری از مصرف یا خرید محصول ابراز می کند.

لینگفیلد، رضایت مشتری را از لحاظ روان شناختی ،احساسی می داند که در نتیجه مقایسه بین محصولات دریافت شده با نیازها و خواسته های مشتریان و انتظارات اجتماعی در رابطه با محصول حاصل می شود.

بنابر تعریف راپ، رضایت مشتری به عنوان یک دیدگاه فردی تعریف می شود که از انجام مقایسه های دائمی بین عملکرد واقعی سازمان و عملکرد مورد انتظار مشتری ناشی می شود.

رضایت مشتری=استنباط مشتری از کیفیت + انتظارات مشتری

در نظریه بازاریابی بر مبنای مشتری گرایی در دهه ی 1960 هدف تمرکز بر شناسایی خواسته های یک گروه از مشتریان و سپس بیشینه سازی میزان رضایت آنان از طریق عرضه محصولات یا خدمات مناسب مطرح شده بود.

مطابق این رویکرد ، رضایت مشتری هدف نهایی اقدامات بازاریابی سازمان می باشد.متاسفانه به نظر می رسد که در دهه ی 1990 بازاریابان در راستای تحقق اصل مشتری گرایی به نوعی نزدیک بینی دچار گشته و به جای تمرکز بر تامین منافع مشتری، توجه خود را بر مشخصات فیزیکی محصولات عرضه شده معطوف کرده اند.

هرجا که که این جهت گیری نادرست وجود داشته باشد احتمال دارد که رضایت مشتری اولویت اصلی خود را در میان سیاست های کلیدی سازمان از دست بدهد. به طوری که یکی از بزرگان صنعت خودرو ، هنری رویس، موسس کارخانجات خودروسازی رولز-رویس که کیفیت محصولاتش زبانزد خاص و عام است در سال 1906 طی بیاناتی پایبندی سازمانش را به اصل رضایت مشتری اینگونه اعلام کرد:

“رغبت و اشتیاق ما برای جلب رضایت مشتری در شرکت خودرو سازی رولز-رویس در لحظه ای که مشتری ، خودرو را خریداری نموده و سند آن را تحویل می گیرد پایان نمی پذیرد.هدف نهایی ما آن است که خریدار محصولات رولز-رویس در حین استفاده از خودرو، رضایتمندی را هر لحظه بیشتر از لحظه قبل با تمام وجود احساس کند.”

فلسفه به حداكثر رساندن رضايت مشتري

رضايتمندي مشتريان، تأثيري شگرف بر حيات حال و آينده يك سازمان خواهد داشت . اشلسينگر و هسكيت (1991) با ارايه يك نظريه تحت عنوان «چرخه خدمت مطلوب » اعتقاد خويش را مبني بر وجود رابطه مابين مشتريان رضايتمند و كاركنان رضايتمند در سازمان  به  صراحت  بيان  كرده اند.

مطابق  نظريه  مذكور،احساس  رضايتمندي،موجب  افزايش  آستانه  تحمل  براي  پرداخت  بهاي  بيشتر در قبال  محصول  مورد نياز خواهد شد كه  مي توان  از اين  طريق ، ميزان  مزايا و سطح  دستمزد پرداختي  به كاركنان سازمان را افزايش  داد. اين  امر، خروج  و جايگزيني  نيروهاي  كار را كاهش  مي دهد. علاوه  برتأمين  رضايت  شغلي  كاركنان  وبهبودروحيه  كاري،احتمال  تأمين  رضايت  مشتري  نيز بيشتر مي گردد. سازماني  كه  اين  فلسفه  را دنبال  مي نمايد، موفق تر و در نهايت  داراي  سود بيشتري  مي شود. در اين  وضعيت  منافع  كاركنان ، مشتريان  و صاحبان  سازمان  تأمين  مي شود، فلذا وضعيت  برد ـ برد ـ برد حاكم  مي گردد.

روش های اندازه گیری رضایت مشتری:

برای اینکه یک سازمان قادر باشد اندازه گیری رضایت مشتری را انجام دهد باید مدل و روشی در این رابطه طرح ریزی نماید، به نحوی که از زیر بنای نظری مستحکم و ساخت یافته ای برخوردار باشد و شاخص هایی برای این منظور تنظیم نماید تا بتواند با استفاده از ان به اندازه گیری و ارزیابی بپردازد.

روش های عینی:

این روش ها از طریق اندازه گیری شاخص هایی که همبستگی قوی با رضایت مشتریان دارند به طور غیر مستقیم به اندازه گیری رضایت مشتریان می پردازند. به علت شک و تردید در اعتبار و صحت این روش ها، از این روش ها کمتر استفاده می شود.

روش های نظری یا مفهومی:

در این روش ها به طورمستقیم از نظرات مشتریان در اندازه گیری میزان  رضایت مشتریان استفاده می شود.بنابراین این روش ها اعتبار بیشتری نسبت به روش های عینی دارند.

 

مدیریت سکوت مشتری

مدیریت سکوت مشتری

مدیریت سکوت مشتری:

در كشور ما ايران به خاطر وجود فرهنگ و اصول شخصيتي فردي و اجتماعي ويژه، ممكن است افرادي از خدمات، محصول و يا سرويس ما ناراضي باشند ولي مطمئن باشيد كه تمامي اين افراد حاضر به طرح شكايت عليه شما نمي باشند زيرا اين كار را خلاف ادب، شخصيت و پر دردسر مي دانند.

بنابر اين تعجب نكنيد اگر شما در حال مديريت برشكايت مشتريان هستيد و توانسته ايد به موقع و كامل به آنها پاسخ دهيد پس با بازار تضمين شده و روبه رشدي مواجه خواهيد بود، همانند خيلي از برندهاي محبوب و پر فروش كه امروز جاي خود را در كشور ما به كالاهاي ديگر وارداتي واگذار كرده اند.

پس جاي تغيير در روش ما براي حفظ و توسعه بازار فرا رسيده است. به جاي رسيدگي صرف به شكايات مشتري (كه در جاي خود بسيار مهم و حياتي است) بايد خودمان از مشتريان ساكت در خصوص كيفيت ارائه سرويس و يا خدمات و كالاي خود سئوال كنيم. و از اين ورودي مهم براي تطبيق نيازمنديهاي كالا، سرويس و خدمات خود با مشتري استفاده بهينه را ببريم.

ضرب المثل “سكوت نشانه رضايت است ” در بازاريابي و فروش همواره معني و مفهوم مترادف با ضرب المثل فوق را ندارد و بايد در بازاريابي و فروش اين ضرب المثل را با تغيير و به شكل زير در سازمان خود ايجاد نماييم.

“مشتري ساكت ، همواره يك مشتري راضي نمي باشد “

بنابراين بايد در سازمانها ، فروشگاهها ، دواير و …. واحد رسيدگي به سكوت مشتري را نيز مديريت و ايجاد نماييم. اين توصيه را جدي بگيريد و از همين امروز براي ايجاد اين اصل در سازمان خود برنامه ريزي كنيد. ممكن است فردا خيلي دير باشد.

به طور کلی فرایند شکستن سکت مشتری نیازمند پیگیری جدی توسط سازمان ها بوده و اجرای این فرآیند شامل: شناسایی مشتری ساکت و ناراضی، عارضه یابی، ریشه یابی، بازگردندان مشتریان ناراضی و ساکت می باشند.

مدیران بنگاه های اقتصادی برای مدیریت سکوت مشتریان ناراضی بایستی حرفه ای عمل کرده و در راستای توسعه بازار به موارد زیر توجه داشته باشند؛

  • مدیریت بازارداری را بعنوان رکن بازاریابی نوین و ارزشمندترین وظیفه شناخته و اجرا نمایند.
  • فرهنگ مشتری مداری و بازارگرایی همگانی را تقویت نموده و نسبت به توسعه و ترویج آن در سازمان خود اقدام کنند؛
  • تحول گرایی و تنوع طلبی مشتریان را در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخگو باشند؛
  • به عوامل انسانی، رفتاری و اخلاقی توجه ویژه داشته باشند و در این راستا خودسازی و خودباوری را نصب العین خود نموده، مراقب افت های مدیریتشان باشند
  • خدمات فروش و خدمات پس از فروش را از آغاز به صورت اصولی و صحیح انجام دهند.
  • به جلب رضایت مشتریان و عدم رضایت آنها حساسیت داشته و نسبت به شناسایی عوامل نارضایتی مشتریان اقدام نمایند.
  • به مدیریت رسیدگی به شکایت مشتریان و مدیریت سکوت مشتریان به یک میزان توجه کنند،
  • از الگوهای خلاق نوآورانه و روش های هوشمندانه و جذاب برای مدیریت سکوت مشتری استفاده کنند.

اینکه در کشور به لحاظ عدم تناسب عرضه و تقاضا مشتریان اجبار به استفاده مرکز از یک محصول و یا خدمات را دارند. نباید موجب بی توجیه به اصل سکوت مشتریان یا بی تفاوتی آنان در برابر نرسیدن به حقوقشان باشیم. لذا اصلاح روش ها و عملکردها، ارائه خدمات بیشتر ، پذیرش ایرادات و رفع آنان، درک واقعی از نیازها و ایجاد تغییرات لازم، انتقال تجربیات و بکارگیری از مدل های پاسخگو ، تامین منابع مورد نیاز با اعلام به موقع و پیگیرانه از قانون می بایست سرلوحه تلاش ها و برنامه های مدیران باشد تا سکوت مشتریان کاهش یابد.

اگر ميزان انتظارات قبل از خريد، با فايده اي که نصيب مشتري مي شود برابر باشد، مشتري راضي است و در اين صورت رضايت خود را به 5نفر اعلام مي کند. اگر ميزان انتظارات ، کمتر از فايده کسب شده باشد، مشتري به درجه خشنودي و شعف مي رسد.

در اين حالت مشتري علاوه بر اين که به شرکت وفادار مي شود، مبلغ مجاني شرکت هم خواهد شد، اما اگر ميزان انتظار بيشتر از فايده باشد، مشتري ناراضي است و در چنين حالت حداقل نارضايتي خود را به 11 نفر اعلام مي کند. نکته جالب اين است که اگر نارضايتي مشتري از سوي بنگاه درست مديريت و پاسخگويي شود و بتوانيم مشتري ناراضي را به مشتري راضي تبديل کنيم ، درجه وفاداري او به شرکت بيش از مشتري است که از ابتدا راضي بوده است.

تمام اجزاي يک شرکت بايد به عنوان يک سيستم مشتري گرا عمل کنند تا بتوانند خدمات بيشتري به مشتري ارائه دهند و در مقابل پاداش بيشتري بگيرند. نقص در هر قسمت از سيستم ، سبب لطمه زدن به نظام ارائه خدمت مطلوب به مشتري مي گردد و مشتري در مقابل سيستم قضاوت مي کند، نه در مقابل تک تک اجزاي آن.

مدیریت به سبک مرغ دریایی

مدیریت به سبک مرغ دریایی

مدیریت به سبک مرغ دریایی:

یکی از انواع مدیریت است که در آن، مدیر فقط هنگامی با کارکنان خود تعامل دارد که آنها به مشکلی جدی گرفتار شده باشند. این نوع مدیریت دربردارنده تصمیم گیری شتابزده در مورد چیزهایی است که مدیر شناخت اندکی از آنها داشته و این مسئله به ایجاد محیطی برهم ریخته می‌انجامد که دیگران باید آن را اصلاح کنند.

متاسفانه همه ما این وضعیت را تجربه کرده‌ایم: مدیر سازمان خبردار می‌شود که کارکنان با یک مشکل بزرگ مواجه شده‌‌اند و تصمیم می‌گیرد شخصا وارد شده و مساله را حل کند. اما به جای تلاش برای درک مساله و همکاری با اعضای تیم برای رسیدن به یک راه‌حل اساسی، او فقط داد و قال می‌کند، براساس یکسری فرمول‌های مشخص، ده‌ها دستور صادر می‌کند سپس ناغافل موقعیت را ترک کرده و کارکنان را با کوهی از دردسرهای جدید به حال خودشان رها می‌کند (درست مثل یک مرغ دریایی که ناگهان فرود می‌آید، سر و صدای زیادی به پا می‌کند، محیط اطرافش را به هم می‌ریزد و می‌رود).

نام این رویکرد، «مدیریت به سبک مرغ دریایی» است. مدیرانی که از این رویکرد پیروی می‌کنند، فقط زمانی با کارکنان خود تعامل می‌کنند که مشکلی پیش آمده باشد. حتی موقع وقوع مشکلات نیز، آنها به قدری شتابزده وارد ماجرا می‌شوند و می‌روند که وضعیت را از قبل دشوارتر و کارکنان را دچار سرخوردگی می‌کنند.

این عبارت نخستین بار توسط کن بلانچارد در کتابی با عنوان مدیر یک دقیقه‌ای به کار رفت. او در این کتاب می‌نویسند: «مدیرانی که سبک مرغ دریایی را در پیش می‌گیرند بر سر کارکنان می‌آیند، سر و صدای زیادی به راه می‌اندازند، همه را محکوم کرده و سپس آنجا را ترک می‌کنند.»

تشخیص یک مدیر مرغ دریایی، برای کارمندانی که مستقیما تحت تاثیر رفتارهای نادرست او هستند کار سختی نیست؛ اما اغلب این مدیران از تاثیرات منفی رفتار خود بر کارکنان اطلاع ندارند. این عدم آگاهی تنها به این مدیران محدود نمی‌شود. در اغلب سازمان‌ها، مدیران سطوح ارشد نیز نمی‌دانند که مدیریت به این سبک، بر سودآوری سازمان چه تاثیرات منفی و عمیقی می‌گذارد. معدود افرادی هم که اصلاح فرهنگ سازمان در حوزه‌ اختیارات قانونی آنهاست، برای ایجاد تغییر در فرهنگ سازمان آگاهی یا انگیزه کافی ندارند.

لقب مرغ دریایی تنها مختص افرادی نیست که کارمندان دیگری را در یک محیط رسمی مدیریت می‌کنند. شما چه مهندس باشید، یا یک مدیر فصلی یا یک کارمند مبتدی که تازه در آغاز راه است، باید بتوانید موقعیت‌هایی را شناسایی کنید که برای حل مشکلات از سبک مرغ دریایی پیروی می‌کنید. کلید اصلی غلبه بر مرغ دریایی درون، این است که چالش‌ها را زمانی بپذیرید که به اندازه‌ کافی بزرگ هستند که قابل مشاهده باشند، اما هنوز آنقدر کوچک‌اند که قابل حل باشند.

نکات مهم برای موفقیت در مدیریت:

تعــادل احساســات

تقریباً استرس در طول روز همراه انسان است. بنابراین، برقراری تعادل میان کارهای شخصی و شغلی به کنترل استرس کمک می کند. داشتن تعادل در احساسات، نشانگر دستیابی شما به چشم انداز مورد نظرتان است.

مدیــریت ارتباطات بــر ارتباطات

بر ارتباطات خود مدیریت کنید، نه بر کارمندانتان. نکته مهم این است که بتوانید بدون بیان مشکلات در یک محیط کاری پرتحرک از نحوه ارتباط کارمندان تمام وقت، پاره وقت، قراردادی و آموزش دیده به ضعفهای موجود در سیستم پی ببرید و از تواناییهای درونی آنها برای رسیدن به اهداف سازمان سود ببرید.

مدیـــریت منابع

همواره میزان بودجه تخصیص یافته، کم است. بنابراین، استفاده بهینه از منابع تحت اختیار توسط مدیر ضروری است. تجربه و دانش کارمندان اهمیت فراوانی دارد و می توان از آن به عنوان یک عامل پیش برنده برای شرکت استفاده کرد.کارمهم مدیر،آموزش کارمندان، ایجاد انگیزه همراهی در آنها و همچنین ایجاد زمینه های پیشرفت چشمگیر در سازمان است .

اخلاق خـــوب

مهارتهای رفتاری، برای سازمان، در حکم یک فیلتر است. اخلاق خوب یک مدیر به تمام کارمندان منتقل می شود. با اخلاق خوب می توانید صداقت، وفاداری و همدلی را در کارمندان خود ایجاد نمایید. تقویت این عامل شخص را به سوی موفقیتهای اقتصادی هدایت می کند.

تنــوع

امروزه مدیــران با قشرهای مختلفی از مردم کار می کنند. از این رو، آشنایی با رفتارها و دیدگاههای آنان امری کاملا ضـــروری است.

هدایت نه مدیـــریت

مدیر باید همانند یک رهبر، خلاق بوده، به دنبال هدفهای بلند مدت باشد و کارکنان خود را مورد توجه قرار دهد. ایجاد اعتماد و تحرک از ویژگیهای یک رهبر موفق است .