ورشکستگی در تجارت

ورشکستگی در تجارت

ورشکستگی در تجارت:

ورشکستگی از لحاظ لغوی به معنای وضع نامطلوب مالی، شکست، عدم موفقیت واحد تجاری و … می باشد. ممکن است زمانی که اسم ورشکستگی می آید این تصور حاصل شود که کسبه جزء نیز  در زمان توقف از تادیه دیون خود نهایتاً دچار ورشکستگی می شوند اما باید گفت که ورشکستگی تنها در مورد تجار رخ می دهد و در مورد غیر تاجر نهاد حقوقی اعصار حاکم بر روابط آنان با طلبکاران آنها می باشد.

شرایط ورشکستگی

  1. تاجر یا شرکت تجاری بودن.

۲.داشتن اهلیت قانونی برای اشتغال به تجارت؛ بنابراین اگر شخص محجوری که اهلیت انجام امور مالی را ندارد به تجارت اشتغال ورزد و دچار عدم توانایی در تأدیه قروض شود، ورشکسته محسوب نمی‌شود.

۳. ورشکستگی تنها به اعمال تجارتی تعلق دارد.

۴. دیون مربوط به معاملات تجارتی باشد؛ در غیر این صورت دیون غیر تجارتی مستلزم توقف نیست مگر اینکه موجب اختلال در امور تجارتی شود.

۵. عدم پرداخت دین در نتیجه ناتوانی از تأدیه (پرداخت) آنها باشد؛ در غیر این صورت صرف عدم پرداخت مانند نکول براتی مستلزم ورشکستگی نیست.

۶. لازم نیست دارایی تاجر کمتر از بدهی او باشد بلکه اگر (به هر دلیل) نتواند بدهی خود را بپردازد، ورشکسته است.

انواع ورشکستگی

الف ) ورشکستگی عادی

برابر مواد ۴۱۲ و ۴۱۳ ق.ت کسی ورشکسته عادی محسوب می‌شود که تاجر یا شرکت تجارتی بوده و از پرداخت وجوهی که برعهده دارد متوقف گردد و ظرف ۳ روز از تاریخ وقفه که در ادای قروض یا سایر تعهدات نقدی او حاصل شده باشد توقف خود را به دفتر دادگاه عمومی محل اقامت خود اظهار نموده و صورت حساب دارائی و کلیه دفاتر تجارتی خود را به دفتر دادگاه مزبور تسلیم نماید. صورت حساب موصوف باید مورخ بوده و به امضا تاجر رسیده و تعداد و تقویم کلیه اموال منقول و غیر منقول تاجر متوقف بطور مشروح صورت کلیه قروض و مطالبات و نیز صورت نفع و ضرر و صورت مخارج شخصی در آن مندرج گردد. بنابراین اگر تاجر یا شرکت تجارتی بدهکار ظرف مهلت مقرر توقف از تادیه دیون خود را به دادگاه صلاحیتدار به انضمام مدارک موردنظر اعلام کرد ورشکستگی عادی محسوب می‌شود.

ب ) ورشکستگی به تقصیر

موارد چهارگانه الزامی صدور حکم ورشستگی به تقصیر (ماده ۵۴۱ ق.ت).

۱. مخارج شخصی یا مخارج افراد تحت تکفل تاجر در ایام عادی به نسبت عایدی او فوق العاده شود.

۲. تاجر مبالغ زیادی از سرمایه خود را صرف معاملاتی کند که در عرف تجارتی موهوم بوده و یا سودآوری معاملات مذکور منوط به اتفاق محض باشد.

۳. تاجر به منظور به تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی گران‌تر یا فروشی ارزان‌تر از قیمت روز کند و برای بدست آوردن وجه نقد به روش دور از صرفه متوسل شود مثل استقراض یا صدور برات سازشی وغیره.

۴. تاجر پس از تاریخ توقف از ادای دیون و قروضی که بر عهده دارد یکی از طلبکاران خود را بر سایرین ترجیح داده و طلب او را بپردازد.

ج ) ورشکستگی به تقلب

مطابق ماده ۵۴۹ ق.ت. اگر تاجر دفاتر تجارتی خود را از روی عمد و سوء نیت مفقود نماید یا قسمتی از دارائی خود را مخفی کند و یا به طریق مواضعه و معاملات صوری آن را از بین ببرد و بالاخره اگر به وسیله اسناد یا به وسیله صورت دارائی و قروض به طور تقلب به میزانی که در واقع مدیون نمی باشد خود را مدیون قلمداد نماید ورشکسته به تقلب محسوب می‌شود. تقلب تعقیب جزائی تاجر ورشکسته به تقلب همانند تعقب جزائی ورشکسته به تقصیر می باشد و مجازات کسانی که به عنوان ورشکسته به تقلب محکوم می‌شوند از ۱ تا ۵ سال حبس می باشد (ماده ۶۷۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات).

تئوری‌ ورشکستگی و تحقیقات انجام شده

ورشکستگی شرکت‌ها زیان هنگفتی را برای سرمایه‌گذاران، طلبکاران، مدیران، کارگران، عرضه کنندگان و مشتریان ایجاد می‌کند. اگر کسی علت اضمحلال شرکت‌ها را متوجه شود، با برنامه‌ریزی لازم شرکت را از مرگ حتمی نجات می‌دهد. بنابراین پیش‌بینی ورشکستگی شرکت‌ها پیش‌ نیاز جلوگیری ورشکستگی است. در چنین حالتی محققین اطلاعات زیادی را در پیش‌بینی بالقوه ورشکستگی مورد بررسی قرار می‌دهند. مثلاً انتخاب نسبت ها و تجزیه و تحلیل آنها می‌تواند نقطه‌های انحراف برای پیش‌بینی ورشکستگی شرکت ها نشان دهند. اگرچه بین نسبت های مرتبط در میان محققین اختلاف نظر وجود دارد، شاید دلیل این اختلاف فقدان تعریف تئوریکی ورشکستگی به طور عملی از ارائه اختلاف فقدان تعریف تئوریکی ورشکستگی باشد. ادبیات ورشکستگی به طور عملی از ارائه یک تئوری کامل برای توضیح این موضوع که چرا شرکت ها به طرف ورشکستگی می‌روند عاجز می‌باشند.

عدم صلاحیت مدیریت، کاهش سودآوری، تحمیل بدهی سنگین می‌تواند تفسیر روشن از احتمال ورشکستگی بر مبنای یک تئوری باشد. به هر حال اگر شخصی جهت جلوگیری از ورشکستگی و اضمحلال شرکت‌ها کوشش کند، ضروری است دلایل اساسی اضمحلال شرکت ها را شناسایی کند.

چگونه در ذهن مشتری نفوذ و او را به خرید ترغیب کنیم

چگونه در ذهن مشتری نفوذ و او را به خرید ترغیب کنیم ؟

چگونه در ذهن مشتری نفوذ و او را به خرید ترغیب کنیم؟

نکته ی مهمی که در همین ابتدای بحث باید به آن اشاره کنیم، این است که اگر بتوانید فروش و در واقع خرید را در ذهن مشتری خاطره انگیز و به یاد ماندنی کنید، میتوانید موفقیت فروش تان را به میزان چشمگیری تضمین کنید. بنابراین نوع برخورد و رفتار شما با مشتری ها و فنون و روشهایی که برای شروع و پایان مذاکره بکار میبرید در فرآیند فروش اهمیت و تأثیر حیرت انگیزی دارد.

اگر شرکتی بخواهد در دنیای پر از رقابت و دگرگون امروز خود را از سایر رقبا جدا سازد و دل مشتریان بالقوه و بالفعل خود را به دست آورد و آنها را وادار سازد تا از میان تعداد زیادی از محصولات و خدمات، از محصولات و خدمات عرضه‌شده آن شرکت استفاده کنند، باید حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد.

انگیزه رفتار مشتری را بشناسید

آبراهام مازلو، نظریه‌پرداز کلاسیک مدیریت در هرمی سلسله مراتب نیازهای انسانی را بیان کرد. به اعتقاد او رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. بنابراین هنگامی که نیازهای فرد از پایین هرم ارضا می‌شود، با ارضای هر نیاز سطح دیگری از نیاز جای آن را می‌گیرد و انگیزه فرد تغییر می‌کند. این سطوح نیاز به ترتیب شامل نیازهای فیزیولوژیک (مثل خواب، خوراک و پوشاک)، نیازهای امنیت، سلامتی و اخلاقی، نیازهای علاقه به دیگران، ازدواج و پذیرش در اجتماع، نیاز به عزت نفس، اعتماد به نفس و احترام و در نهایت نیازهایی از قبیل معنویت، خود شکوفایی و… است.

ما از این هرم در بازاریابی و شناخت رفتار مشتری می‌توانیم استفاده کنیم. برای مثال در صنعت مواد غذایی، محصولاتی برای پایین هرم داریم که صرفاً قصد رفع گرسنگی را دارند مثل برنج، نان، حبوبات و… همه افراد جامعه مخاطب چنین محصولاتی هستند چراکه گرسنگی پایه‌ای‌ترین نیاز انسان است. سطح بالاتر نیاز امنیت و سلامتی است، در این سطح است که محصولات رژیمی، ارگانیک و ویتامین‌ها مخصوص به افرادی در سطح بالاتری از هرم مازلو تولید می‌شود. مشتریان این محصولات به سطح بالاتری از هرم مازلو تعلق دارند و طبیعتاً حاضر به پرداخت کمی هزینه بیشتر هستند تا از سلامتی و امنیت بیشتری بهره ببرند.

چگونه تسلط داشته باشیم- امانت دار باشید

این جمله ساده به نظر می رسد اما برخی فروشندگان چیزی را به مشتری می فروشند که مشتری به آن احتیاج ندارد! شما محصول یا خدمات را به نمایش بگذارید و جزئیات آن را توضیح دهید. سپس، تصمیم را بر عهده مشتری بگذارید! همچنان برای فروش به مشتری اصرار نکنید!

 

 

 

بازاریابی تلویحی معکوس

حال صحبت از مفهوم دیگری با نام Reverse Product Placement، که معادل «بازاریابی تلویحی معکوس» است به میان آمده است. این مفهوم تقریبا نو با ظهور دنیای مجازی، بازی‌های کامپیوتری و تصاویر سه‌بعدی پا به عرصه دنیای بازاریابی گذاشت. در این روش به جای اینکه مانند نسخه قدیمی از محصولات واقعی موجود در فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده شود، ابتدا تولیدکنندگان برای اولین بار به ارائه یکسری محصولات در دنیای مجازی و بازی‌های ویدئویی می‌پردازند که هیچگاه در دنیای واقعی و قفسه فروشگاه‌ها وجود ندارند و پس از اینکه در بازی ویدئویی توسط مخاطب هدف دیده و شناخته شد، پس از مدتی این محصول در فروشگاه‌ها و دنیای واقعی ظاهر می‌شد.این روش کاملا هوشمندانه و ظریف به‌طور غیر مستقیم مخاطب هدف را به خرید دعوت می‌کند که به‌دلیل ماهیت این روش از آن به‌عنوان برندینگ تخیلی (Fictional Branding) نیز یاد می‌شود.

همچنین امروزه تایید شده است که ارائه محصولات در بازی‌های ویدئویی بسیار تاثیرگذارتر از ارائه در برنامه‌های تلویزیونی و سینمایی است. چرا که در این روش، شخص بازیگر در بازی به‌طور مستقیم و بی‌واسطه با محصول مورد نظر در تعامل و ارتباط است.

انواع روش‌های «عدم جاگذاری محصول»

روش تخیلی: در این سبک، تولیدکننده و کارگردان فیلم یا سریال، محصولی تخیلی را نمایش می‌دهد که چه از لحاظ ظاهر و حتی رنگ‌بندی مشابه محصول واقعی است و اصولا تنها در نام آن تغییرات زیرکانه‌ای صورت گرفته است. از این رو، بیننده با مشاهده این محصول تخیلی که در دنیای واقعی هیچ جایی ندارد تنها یاد محصول واقعی افتاده و برند مورد نظر در ذهن وی تداعی می‌شود.

روش غیر برند: در این روش تولیدکنندگان فیلم و سریال به‌طور کاملا آگاهانه و با وجود استفاده از محصولات برندهای مطرح و واقعی به حذف لوگوی آنها به صورت دیجیتال و یا حتی فیزیکی می‌پردازند.

می‌توان گفت بهترین روش جهت بازاریابی تعبیه شده به گونه‌ای است که:

۱. نام محصول توسط بازیگر مطرح شود.

۲. محصول در فیلم مورد استفاده قرار گیرد.

۳. محصول کاملا در فیلم نمایش داده شود.

۴. ارتباط احساسی بین محصول و شخصیت اصلی فیلم برقرار شود.

۵. از محصول به‌عنوان استعاره در فیلم استفاده شود.

تاثیر تبلیغات بر فروش

تاثیر تبلیغات بر فروش

تاثیر تبلیغات بر فروش:

هرساله مبالغ زیادي صرف امور تبلیغاتی می شود بنابر این لازم است انجام تبلیغات به شکلی کارا و مؤثر صورت پذیرد . کاربردهاي تبلیغات بسیار زیاد است با این وجود تمامی آنها داراي ویژگی مشترکی هستند که آن لزوم انتقال یک پیام می باشد.کارگزاران تبلیغات تلاش می کنند از آخرین فناوري هاي ارتباطی و رسانه اي براي معرفی کالا بهره گیرند تا تمایل مخاطب را نسبت به یک محصول یا خدمت جلب کنند.

تبلیغات تاثیر به سزایی در بالا بردن آگاهی مشتری دارد. تبلیغات وسیله ای است که توسط آن ، مشتریان از ابداعات و نوآوری های شرکت آگاه می شوند.با وجود اهمیت بالای تبلیغات بر روی افزایش فروش ، ارزیابی تاثیر آن به سادگی صورت نمی گیرد.یکی از مشکلاتی که بر سر راه مسئولین تبلیغات قرار دارد ، چگونگی ارائه رابط های مشخص بین اثر بخش بودن تبلیغات و بالا بردن سود فروش می باشد.

تبلیغات هدفمند و موفق چگونه است؟

مارک تواین: با داشتن عوامل قدرتمند، به مقصود خود دست می یابید

… و به درستی همین طور است. شکست یا موفقیت فعالیت های بازاریابی ما به نوع کلمات انتخابی برای معرفی تولیدات، خدمات و موقعیت خودمان در تبلیغات بستگی دارد. ما در انتخاب کلمات مختاریم. مشکل اصلی استفاده از کلمات پوچ و بی معنی است. مغز به یک باره از هرگونه فکر خلاق تهی می شود. این دقیقا زمانی است که مجموعه ی جملات تعیین شده برای ایجاد تغییرات اعجاب انگیز در تبلیغات، جادوی خود را از دست می دهند.

منظور، مجموعه ای از عبارات و کلمات از پیش نوشته شده است که با اضافه کردن به متن تبلیغاتمان، نیرویی خارق العاده و همین طور امکان انتخاب گزینه های مختلف را به وب سایت، محصولات و با خدمات ما عرضه می کند. این مجموعه در واقع سفری باورنکردنی از درون کلمات است که به تبلیغات ما جذابیت، رنگ و حس می بخشد. با عبارات حاوی نکات روز می توانیم به تبلیغاتمان جان ببخشیم.

روش های سنجش غیرمستقیم اثربخشی تبلیغات

از آنجایی که سنجش مستقیم اثربخشی تبلیغات بر فروش یک شرکت کار دشواری است، بیشتر شرکت ها به روش های سنجش غیرمستقیم تکیه می کنند. این روش ها، تاثیرات تبلیغات را به طور مستقیم ارزیابی نمی کنند بلکه تاثیر آن بر فاکتورهایی چون آگاهی و نگرش مشتری یا دریافت پیام تبلیغات توسط مشتری را مورد بررسی قرار می دهند که این فاکتورها به شکل غیرمستقیم بر فروش، افزایش سود و دستیابی به اهداف یک کسب و کار تاثیر می گذارند. با وجود تردید در مورد رابطه بین تاثیرات میانی تبلیغات و نتیجه نهایی، جایگزین دیگری برای استفاده از سنجش غیرمستقیم وجود ندارد.

 

 

آگاهی از برند

صاحبان  کسب وکاری که معمولا به تبلیغات توجه ویژه ای دارند و به آن تکیه می کنند، اغلب با سنجش آگاهی مشتری از یک محصول یا برند، اثربخشی تبلیغات را ارزیابی می کنند. پیش فرض این نوع از سنجش این است که رابطه مستقیمی بین تبلیغات و آگاهی مشتری وجود دارد. البته این مدل از سنجش اثربخشی تبلیغات مورد نقد عده زیادی قرار دارد چرا که آگاهی مشتری، نتیجه مستقیم تبلیغات نیست و فاکتورهای زیاد دیگری نیز بر آن تاثیرگذار خواهد بود. این نقد را بر سنجش اثربخشی مستقیم از طریق ارزیابی میزان فروش هم می توان وارد دانست. چون عوامل متعددی غیر  از تبلیغات نیز می تواند بر فروش بیشتر تاثیرگذار باشد، اما برای محصولات جدید، تغییر در آگاهی مشتری، اغلب نتیجه تاثیر تبلیغات است.

درک مفهوم تبلیغات

مشتریان معمولا تبلیغات را وسیله ای برای به دست آوردن اطلاعات درباره محصول، برند یا شرکتی خاص می دانند. مشتریان تنها در صورتی می توانند اطلاعات مورد نیاز خود را از تبلیغات به دست آورند که به درستی تبلیغات را فهمیده باشند و پیام و محتوای آن را دریافت کنند. آزمون های مختلفی برای سنجش میزان درک مشتریان از یک تبلیغ وجود دارد. یکی از این آزمون ها، آزمون یادآوری است.

مشتریان، زمانی یک تبلیغ را به یاد می آورند که کاملا آن را فهمیده و درک کرده باشند. روش دیگر برای سنجش این متغیر، پرسیدن سوالاتی درباره موضوعات مطرح شده در تبلیغات است. به این ترتیب می توان از چگونگی درک پیام تبلیغات (درک پیام به صورت ذهنی و درک کامل) توسط مشتری اطلاع یافت. گهگاه با پرسیدن سوال های مختلف از مشتریانِ هدف، می توان اثربخشی تبلیغ را ارزیابی کرد؛ سوالاتی از قبیل «در مورد تبلیغ تلویزیونی جدید ما چه نظری دارید؟ » یا «آیا پیام تبلیغ را به درستی دریافت کردید؟»

پاسخ این سوالات به شما کمک می کند تا بینش کافی درباره تبلیغات خود به دست آورید و با توجه به آنها، تصمیمات جدیدی برای استفاده از شیوه های تبلیغاتی مختلف اتخاذ کنید.